تبلیغات

وینی مادیکیزلا؛ مادر خشن آفریقا

روزنامه سازندگی - سمیرا دردشتی: وینی مادیکیزلا - ماندلا، همسر سابق نلسون ماندلا که با نام «ماما وینی» و گاهی «مادر ملت» در آفریقای جنوبی شناخته می شد، در حالی دوم آوریل در 81 سالگی از دنیا رفت که چهرهای متضاد از او در تاریخ آفریقای جنوبی بر جای مانده است. شخصیتی که از یک سو به عنوان مبارزی خستگی ناپذیر در طول سال های زندان، نلسون ماندلا را همراهی کرد و رهبری حرکتی که همسرش آغاز کرده بود را در مدت زندان او بر عهده گرفت و از سوی دیگر دستورات خشونت آمیز وی و درگیری های او در کارزارهای حقوقی مختلف بسیار بحث برانگیز بود.

وی سال های عمر خود را در راه مبارزه برای آزادی آفریقا سپری کرد و بعدها در جایگاه عالی ترین مقامات سیاسی در این کشور نقش آفرینی کرد. شخصیت او همواره مورداحترام و الهام برای مردم آفریقا بود و اگرچه در جایی مسیر وی از ماندلا جدا شد و اتهامات بسیاری علیه وی مطرح بود اما هرگز از نفوذ و احترام سیاسی او در نزد مردم کاسته نشد.

مادر خشن آفریقا

نخستین مددکار سیاهپوست

وینی در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو معلم بودند و او فرزند چهارم در میان هشت فرزند آنها بود. وی در دوران تحصیل به رغم محدودیت هایی که برای تحصیل سیاهپوستان در دوران آپارتاید وجود داشت، به ژوهانسبورگ رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت و در سال 1956 موفق شد مدرک کارشناسی را کسب کند و چند سال بعد نیز مدرک خود را در رشته روابط بین الملل اخذ کرد. سپس مشاغلی را در بخش های مختلف به دست آورد. اولین شغل رسمی او استخدام به عنوان یک مددکار اجتماعی در بیمارستان باراخوانه در شهر ساوتو بود. وی نخستین مددکار سیاهپوستی بود که توانست در این شهر کار خود را آغاز کند.

ازدواج با وکیل ضد آپارتاید

وینی برای نخستین بار در سال 1957 نلسون ماندلا وکیل و فعال ضد آپارتاید را ملاقات کرد. در آن زمان ماندلا هنوز با همسر اول خود «اولین نتوکو میس» زندگی می کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر بود. با این همه هنگامی که مبارزات سیاسی ماندلا در حال اوج گرفتن بود، اختلافات این زوج نیز شدت پیدا کرد، چرا که اولین همسرش فردی مذهبی بود و اعتقادات دینی او مروج نوعی بی طرفی سیاسی بود. این چیزی بود که ماندلای جوان با توجه به رسالتی که پیش روی خود می دید، نمی توانست بپذیرد. به این ترتیب ازدواج آنها پس از 13 سال در 1957 خاتمه یافت.

وینی زمانی که نلسون را برای نخستین بار در ایستگاه اتوبوسی در شهر ساوتو ملاقات کرد 22 سال داشت و از همان ملاقات نخست او را تحت تاثیر قرارداد. آنان در سال 1958 با یکدیگر ازدواج کردند و حاصل این ازدواج دو دختر به نام های «زنیانی» و «زیندیو» بود. این همه در زمانی روی می داد که نلسون ماندلا پا به پر آشوب ترین سال های حیات خود می گذاشت. فعالیت های او در نهایت منجر به زندانی شدنش در سال 1963 شد و تا 1990 در زندان ماند. در این فاصله وینی چه در ساحت زندگی شخصی و چه در رابطه با رسالت اجتماعی باید مسیری را که شوهرش در بیرون از زندان آغاز کرده بود، تنها ادامه می داد.

مبارزات وینی

به یقین در جریان بر آمدن نلسون ماندلا به عنوان رهبر مبارزات ضد آپارتاید، وینی نقشی اساسی را بر عهده داشت. زمانی که در ماه اوت 1962 نلسون ماندلا دستگیر شد و پس از آن در دادگاه محکوم و روانه زندان شد، وینی به تدریج شماری از مسئولیت های شوهرش را در جنبش مقاومت بر عهده گرفت. زمانی که ماندلا گفت: «من به دنبال آرمان جامعه آزاد و دموکراتیک هستم که همه بتوانند در آن در توازن و با فرصت هایی برابر زندگی کنند، این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کرده و بدان دستیابم. اما اگر نیاز باشد آماده ام برای این آرمان بمیرم.» وینی با سخن او همراه شد و او نیز اظهار داشت: «من تصمیم گرفتم که اگر مجبور شدم بمیرم.»

بی شک وینی در مسیری که برای مبارزه ترسیم کرده بود گام برداشت. فعالیت های سیاسی او منجر به چند نوبت دستگیری همراه با شکنجه شد. حتی بعد از آزادی نیز در بازداشت خانگی به سر می برد و تحت نظارت قرار داشت. او را به مدت بیش از یک سال به زندان انفرادی انداختند و حتی به شهری دور افتاده تبعید کردند. با این همه وی دست از فعالیت های خود نکشید.

درسال 1969 مدت هجده ماه را در انفرادی زندان مرکزی پرتوریا سپری کرد. در همین زمان فعالیت های وی وجهی جهانی پیدا کرد و به عنوان نمادی در مبارزه بر علیه آپارتاید در جهان شناخته شد. زندان او را نیز مانند همسرش به یکی از نمادهای مقاومت در برابر دولت آپارتاید مبدل کرد. وی پس از تحمل یک دوره سخت در زندان در سال 1975 تا مقام رهبری اتحادیه زنان کنگره ملی آفریقا صعود کرد. یک سال بعد در 1976 زمانی که در ساتو قیام بزرگی بر علیه دولت ترتیب داده شد، وینی بار دیگر به زندان افتاد و زندگی در ساتو برای وی ممنوع شد. وی را به براندفورت تبعید کردند و این امر موقعیتی برای دولت فراهم آورد تا فشارها را بر او تشدید و مسیر ارتباطی وی را با مردم قطع کنند.

مادر خشن آفریقا

توسل به خشونت

وینی ماندلا به ناگاه خود را در میانه یک کارزار مبارزاتی دید و در حالی که رسالتی برای پیشبرد اهداف همسرش پیش روی خود داشت، تصمیم گرفت مسیر او را ادامه دهد. هر چند اگر چنین تصمیمی نیز وجود نداشت به جهت فشارهای دولت بر او به منظور کنترل ماندلا در زندان، در نهایت ناچار به واکنش می شد. وی در ابتدا مبارزات خود را به صورت مسالمت آمیز پیش می برد اما شدت فشارها موجب شد وی وقوع تغییر از مسیر مسالمت آمیز را غیرممکن تصور کند. از سال 1980 زمانی که وینی تجارب تلخی چون زندان و تبعید را پشت سر گذاشت، در مقاومت سازمان یافته او علیه آپارتاید رگه هایی از خشونت نیز پیدا شد. این امر در حالی از سوی وی دنبال شد که در این زمان بسیاری از مردم آفریقا او را به عنوان «مادر ملت» می شناختند.

بیش از دو دهه انتظار برای آزادی نلسون و مسیر پر فراز و نشیبی که وی در راه مبارزه سپری کرده بود، در نهایت او را به این جمع بندی رساند که «خشونت سازمان یافته، تنها راه رسیدن به آزادی است.» از این دوران او خشونت را تلویحا حتی در گفتار تایید می کرد و نه تنها در شماری از سخنرانی های خود بر آن صحه می گذاشت بلکه مسیرهایی را نیز به این منظور به مبارزان معرفی می کرد. وی در یکی از نخستین سخنرانی هایی که به منظور تهییج سیاهپوستان در توسل به خشونت انجام داد، گفته بود: «ما هیچ اسلحه ای نداریم، ما تنها سنگ ها، جعبه های کبریت و بنزین در اختیار داریم. ما به کمک همین ابزار این کشور را آزاد خواهیم کرد.»

محبوبیت او به ویژه در میان زنان و جوانان در آفریقای جنوبی سبب شد زمانی که او از روش های خشونت آمیز دفاع می کرد، بسیاری از وی پیروی کنند. وینی قصد داشت پلیس آفریقای جنوبی را به چالش بکشد. او که اکنون نقش یک مادر را در جنبش بر عهده داشت، فرزندان خود را برای کسب پیروزی نهایی به خشونت و رفتارهای مسلحانه فرا خواند. در این رویکرد جدید ضرب و شتم، شکنجه، ربودن و حتی کشتن مخالفان توجیه می شد. او یک گروه از جوانان را گرد خود آورده بود که وی را در مسیر اعمال خشونت آمیز یاری می کردند. این گروه به مرور گسترش پیدا کرد و سیاهپوستانی که در نقاط مختلف کشور از چنگال پلیس فرار می کردند به آنها می پیوستند. آنان که در بسیاری از مواقع رفتاری شبیه به ارازل داشتند، به نماد نفرت وینی از دولت مبدل شدند.

با این همه نفرت آنان تنها شامل دولت و سفیدها نبود و گاهی ابزاری برای تسویه حساب با سیاهان مخالف نیز بودند. جالب آن که وابستگی این گروه به وینی تابه حدی بود که وی به راحتی می توانست آنها را برای انجام خواسته های خود متقاعد کند. بسیاری از خانواده های این افراد با نوع رفتار ارازل گونه آنها مخالف بودند و افزایش نفوذ این گروه نگرانی هایی را در آفریقا به ویژه در شهر ساوتو که نفوذ آنها بسیار زیاد بود به دنبال داشت. شکاف پدید آمده میان موافقان و مخالفان این شیوه منجر به تشدید خشونت شد. به تدریج با افزایش شمار اقدامات این گروه، نوعی هرج و مرج پدید آمد. چنین وضعیتی موجب افزایش شمار مخالفان وینی درون جنبش و حتی کنار گذاشته شدن او توسط بدنه مبارزین علیه آپارتاید شد و به این ترتیب بسیاری از متحدین سابق خود را از دست داد.

برخی از گزارش ها حکایت از دستورات وی مبنی بر قتل و آدم ربایی داشت. ادامه این وضعیت منجر به تشکیل یک کمیته بحران از سوی مخالفین شد و جستجوهای آنها در نهایت به پیدا کردن چند جوان که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند انجامید و در این میان یک کودک 14 ساله به نام «جیمز اسیپلی» کشته شده بود. این اتفاق به شدت گروه تشکیل شده توسط وینی و شخص او را تحت تاثیر قرارداد و آنها به نقض حقوق بشر متهم شدند. در آن زمان وینی قصد نداشت اتهام خود را بپذیرد و در برابر رسانه ها مدعی شد که رهبران مذهبی و کنگره ملی آفریقا وی را به ناحق متهم می کنند. در سال 1991 وی توسط دادگاه به آدم ربایی متهم و شش سال زندان برای او در نظر گرفته شد

مادر خشن آفریقا

که با تقاضای تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی کاهش یافت. بی گمان حمایت افراد گروه از وی و متهم نکردنش در دادگاه در کاهش مجازات او تاثیر داشت. با این همه دردسرهای پیش آمده سبب شد که وینی کسانی را که زمانی عضوی از خانواده خود می دانست، در سال های بعد به عنوان یک اشتباه به یاد آورد. گزارش نهایی که در سال 1998 توسط کمیته حقیقت یاب آفریقای جنوبی منتشر شد، به محکومیت چند نفر از جوانان گروه او انجامید و خانم وینی مادیکیزلا ماندلا نیز به لحاظ سیاسی و اخلاقی مسئول نقض شدید حقوق بشر توسط گروهی که تحت کنترل داشت، دانسته شد.

با این همه شبهات بسیاری در مورد اقدامات کمیته در رابطه با وینی وجود داشت، «دزموند توتو» مدیر اصلی جلسات کمیته دوست نزدیک وینی بود. همچنین زمان تشکیل این کمیته، نظام آپارتاید برچیده شده بود و همسر وینی ماندلا بعد از آزادی به عنوان رئیس جمهور آفریقا انتخاب شده بود. هر چند که در دوران تحقیقات، اطلاعاتی در مورد جدایی این زوج منتشر شده بود اما به هر حال روابطی در این سطح بر نتایج تحقیقات بی تاثیر نبود، چرا که تصمیمات کمیته در هر حال نلسون را نیز تحت تاثیر قرار می داد. آنها قادر نبودند همسر سابق رئیس جمهور را به راحتی به عنوان قاتل معرفی کنند. این امر می توانست ثبات هنوز به دست نیامده آفریقای جنوبی را خدشه دار کند.

به این ترتیب شخصی که در اوج شهرت و محبوبیت به عنوان «مادر ملت» شناخته می شد و نمادی از مبارزه و آزادی بود بهت مرور به عنوان نمادی از فساد و خشونت قرار گرفت. البته چنین اتهاماتی منجر به آفرینش چهره ای منفور از وینی در آفریقا نشد. بخش های بسیاری از مردم همچنان او را به مثابه یک مبارز آزادی به یاد می آورند. سال ها بعد در جریان خشونت های ضد ضد مهاجرین در ماه ژوئن 2008 در ژوهانسبورگ، وی از قربانیان خشونت عذرخواهی کرد. او که زمانی برای رسیدن به اهدافش راه خشونت را در پیش گرفته بود، این بار در قامت یک مددکار اجتماعی و مخالف خشونت، دولت را به جهت نداشتن سیاست های مناسب در زمینه مسکن که منجر به شورش مهاجرین شده بود، مورد انتقاد قرار داد. وی در این راستا حتی خانه خود را در اختیار یک خانواده مهاجر از جمهوری دموکراتیک کنگو قرار داد.

اقدامات خشن وینی و مسیری که وی برای مبارزه انتخاب کرد را نمی توان تماما محصول روح سرکش و خشن او دانست. نلسون در زندان بود و سال ها از مسیر مبارزه در صحنه عمل دور ماند، در حالی که وینی ناچار بود به عنوان همسر ماندلا و یک مبارز ضد آپارتاید در مقابل دولت و نیروهای اجتماعی حافظ نظم موجود مقابله کند. به علاوه وی در بسیاری از موارد ناگزریر باید دست به انتخاب می زد و توسل به خشونت را آخرین مسیر برای خروج از بن بست هایی می دید که مبارزه برای آزادی در آن گرفتار آمده بود. وی در جایی میان دوران زندان و فشارهای متعددی چون ارعاب و آزار و اذیت که ناچار به تحمل آنها بود، به این نتیجه رسیده بود که فرار از مشت آهنین دولت آفریقای جنوبی جز از این طریق امکان پذیر نخواهد بود.

مادر خشن آفریقا

علاوه بر گرایشات وینی به خشونت در مسیر مبارزات که راه او را تا حدودی با نلسون متفاوت می کرد، نکته مهم دیگری که این زن و شوهر را در صحنه سیاست از یکدیگر متفاوت می کرد توجه کمتر وینی در مقایسه با نلسون به سفیدپوستان آفریقای جنوبی در دوره گذار به دموکراسی چند نژادی بود. به عقیده وینی در شرایط جدید، سیاهپوستان باید می توانستند قدرت بیشتری را در برابر سفیدپوستان به دست آورند. این مخالفت تا آنجا ادامه یافت که وینی سال ها بعد در سال 2010 در جریان یک مصاحبه با نادیرا نایپول، خبرنگار پاکستانی، همسر سابق خود را در این زمینه مورد حمله قرار داد و مدعی شد که وی سیاهپوستان را فرودست کرده است.

اتهامات دیگر

ماجرای قتل جیمز اسپیلی تنها موضوع حقوقی نبود که وینی ماندلا در مدت حیات خود با آن دست به گریبان شد. در یک قتل دیگر نیز علیه وی طرح دعوی شده بود که به جهت اظهارات متناقض شهود و شبهه ای که در رابطه با ارعاب آنها وجود داشت، پرونده مسکوت ماند. همچنین در 24 آوریل 2003 به 43 تقلب در حساب ها و 25 سرقت محکوم شد و کارگزار وی آدی مولمان نیز به اتهام 58 تقلب و 25 دزدی متهم بود. ماجرا مربوط به برداشت پول ها از صندوقی بود که برای اعطای وام در نظر گرفته شده بود اما در شماری از این برداشت ها هیچ متقاضی وجود نداشت و پول نیز به صندوق بازگردانده نشده بود. در این فقره مادیکیزلا ماندلا به پنج سال زندان محکوم شد. با این همه او بار دیگر مجازات نشد.

قاضی تجدید نظر این پرونده اتهام وی مبنی بر سرقت را رد کرد اما در رابطه با تقلب اتهامش محفوظ ماند و به سه سال و شش ماه حبس تعلیقی محکوم شد. اگرچه وینی این بار نیز از این چالش حقوقی عبور کرده بود اما مجبور شد از همه سمت های خود استعفا دهد. با این حال وی همواره این اتهام را نیز رد می کرد و آن را بی اساس می دانست. وینی با کناره گیری از مقامات خود اگرچه دیگر نقش چندانی در هرم قدرت نداشت اما تا زمان مرگش در دوم آوریل 2018 به عنوان یک وزنه سیاسی مورد توجه بود و در جریان انتخابات ها به جهت حمایتی که از سوی مردم و به ویژه فقرا داشت، مورد توجه نامزدها قرار می گرفت.

افتخارات وینی

وینی ماندلا در سال 1985 جایزه حقوق بشر «رابرت اف. کندی» را به همراه فعالان دیگری چون آلان بوسه و بایرن ندای برای کار در رابطه با حقوق بشر در آفریقای جنوبی دریافت کرد. وی همچنین در سال 1988 به جهت خدمات برجسته ای که انجام داده بود، جایزه Candace را از ائتلاف ملی 100 زن سیاهپوست دریافت کرد. ماندلا در آخرین سال حیات خود، مدرک دکتری نیز گرفت. شورای دانشگاه میکرر در شهر کامپالا اوگاندا به جهت مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی وی را مفتخر به دریافت مدرک دکتری افتخاری در رشته حقوق کرد.

مادر خشن آفریقا

وینی در محافل هنری

شخصیت وینی ماندلا از سوی بسیاری از هنرمندان مورد توجه قرار گرفت. او برای مدت ها زنی بود که خواسته های مردم آفریقا را به گوش جهانیان می رسانید و در حالی که همسرش در زندان به سر می برد، رسالت او را برای آزادی مردم آفریقا بر دوشت می کشید. بعد از الغای آپارتاید و به رغم همه اتهاماتی که متوجه وی بود و به ویژه موضوع جدایی از همسرش، هرگز او به یک فرد حاشیه ای مبدل نشد. وی توانست خود را به عنوان بلندگوی توده های فقیر سیاه پوست معرفی کند. به این ترتیب کنش های این زن از سوی محافل فرهنگی بسیار مورد توجه قرار گرفت و آثاری بر اساس زندگی او ساخته شد. در آمریکا، کانادا و انگلستان نمایشنامه هایی بر اساس زندگی او نوشته شد و فیلم ها و نمایش هایی در این رابطه به صحنه رفت،

به علاوه هیچ نویسنده و فیلمسازی نمی توانست داستان زندگی ماندلا را روایت کند، بدون آن که حضور 38 ساله وینی را در پس زمینه زندگی او مورد توجه قرار ندهد. زمانی که در سال 2013 فیلم «ماندلا: راه طولانی به آزادی» با بازی نائومی هریس در نقش وینی و ادریس البا در نقش نلسون ماندلا به نمایش درآمد، وینی گفته بود: «برای نخستین بار احساس کرده است که داستانش در این فیلم روایت شده است.» به نظر می رسد در این فیلم جایگاه وینی ماندلا در مبارزات ضد آپارتاید به رسمیت شناخته شده است و این امری بود که دست کم برای بسیاری از زنان آفریقای جنوبی به عنوان یک امر الهام بخش قابل توجه بود. قضاوت در رابطه با وینی ماندلا نیز مانند بسیاری از دیگر شخصیت ها و رهبران برجسته سیاسی جهان دشوار است. او در جایی ایستاد که از وی مبارز ساخت.

سرنوشت مقرر کرده بود که دخترک مددکار به بزرگ ترین حامی رهبر مبارزه با آپارتاید مبدل شود، حمایتی که با توجه به اقدامات وی از سوی برخی منفی تلقی شده و آن را موجب خدشه دار شدن چهره ماندلا دانسته اند. با این همه نباید فراموش کرد که او پرچم مبارزه را تا آزادی مردمش زمین نگذاشت و همانگونه که پیش تر در حمایت از همسرش ادعا کرده بود، در این مسیر حتی از مرگ نهراسیده بود. وی در مدت حیاتش زندان رفت،تبعیدش د، همسرش او را ترک کرد و با اتهامات گوناگونی دست به گریبان بود، با این همه بسیاری از مردم آفریقا و به ویژه زنان و طبقات فرودست این کشور خود را در او جستجو می کردند و حتی سیاستمداران این کشور او را طرف مشورت قرار می دادند. وی چه با ماندلا و چه بدون او شخصی برای فراموش نشدن بود.

جدایی و تداوم محبوبیت

طلاق پر فراز و نشیب وینی و نلسون به یک زندگی رسمی سی و هشت ساله که البته نزدیک به سی سال آن را نلسون در زندان سپری کرده بود، خاتمه داد. او متهم بود که در طول مدت زندان به همسرش خیانت کرده است. البته این جدایی پس زمینه ای از اختلافات سیاسی را نیز درون خود داشت ولی در نهایت تفاوت های غیرقابل قبول دلیل این امر اعلام شد. طلاق آنها بالاخره در مارس 1996 نهایی شد. وینی پس از جدایی نام خانوادگی «مادیکیزلا ماندلا» را برای خود به تصویب رساند. وی بعدها زمانی که زندگی به عنوان همسر ماندلا را به یاد می آورد، گفته بود:

«من زمان کمی داشتم تا او را دوست داشته باشم و این عشق در تمام این سال های جدایی جان سالم به در برده بود... شاید اگر زمان بیشتری داشتم که او را بیشتر می شناختم، ممکن بود شکاف های زیادی پیدا کنم اما من تنها زمان داشتم او را دوست بدارم و تمام مدت او را دوست داشتم.» جدایی از نلسون ماندلا وینی را از صحنه سیاست آفریقای جنوبی حذف نکرد. او مانند گذشته به فعالیت های سیاسی خود ادامه داد. این بار اما لازم نبود نقش مبارز ایفا کند. در حالی که جنبش مبارزه با آپارتاید به پیروزی رسیده بود و نلسون ماندلا به عنوان نخستین رئیس جمهور سیاهپوست در رأس آن قرار داشت، وینی نیز به اوج شهرت و قدرت رسید.

او به ویژه در میان هواداران کنگره ملی آفریقا محبوبیت بسیاری داشت و از سوی آنها حمایت می شد. وی در دسامبر 1993 و آوریل 1996 در حالی به ریاست اتحادیه زنان کنگره ملی آفریقا رسید که بسیاری از افرادی که او را در مبارزات همراهی می کردند، به جهت توسل به خشونت در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند. با این همه وینی ماندلا رهبر آنان به پشتوانه نفوذ سیاسی و محبوبیتی که کسب کرده بود، در دوران پساآپارتاید مشغول سهم خواهی سیاسی بود. زمانی که وی در سال 1994 به عنوان معاون وزیر هنر، فرهنگ، علم و فن آوری انتخاب شد، جایگاه او به عنوان یک فرد سیاسی در ساختار قدرت آفریقای جنوبی به خوبی آشکار شد.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار