تبلیغات

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان + عکس

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان + عکس به گزارش اولی ها: بر اساس خبرهای منتشر شده بازیکنان عضو مدرسه فوتبال آرمان کویر در قالب دو گروه ۲۰ و ۱۲ نفره به همراه توری گردشگری و به بهانه برگزاری اردو در گرجستان چند روز پیش راهی این کشور شدند، اما در اتفاقی تلخ 2 نفر از اعضای این مدرسه فوتبال در رودخانه ای در گرجستان غرق شدند.

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

محمدحسین ورمزیار و امیرمحمد کاربخش دو کودکی هستند که در این حادثه جان خود را از دست داده اند. پیکر این دو کودک روز گذشته و پس از چند روز وارد یزد شد و صبح امروز مراسم خاکسپاری آنها برگزار شد.

برای روشن تر شدن ابعاد ماجرا گفتگویی با پدر امیرمحمد کاربخش یکی از کودکان غرق شده در گرجستان داشتیم . او با اندوهی بزرگ از اتفاقات منجر به فوت پسرش گفت. این مصاحبه تلخ را بخوانید:

پسرم کلاس دوم دبستان بود

پسرم کلاس از زمانی که کلاس دوم دبستان بود خیلی علاقه به فوتبال داشت. به من گفت که کلاس فوتبال می خواهم بروم ولی برای این کار پول نداشتم. پس از چند وقت در مدرسه مثل اینکه یکی از مربیان فوتبالش را می بیند و برای یک تیم فوتبال انتخاب شد. مربی آنها بعدا به من گفت که او را انتخاب کرده ایم و هزینه ای هم ندارد. بعد از این ماجرا به مدرسه فوتبال رفتم. یک برگه به من دادند که امضا کن و ما همه کارها رامی کنیم و هزینه ای هم نمی خواهیم.

خیلی به فوتبال علاقه داشت

تا دو ماه پیش با سرویس به مدرسه فوتبال و تمرین می رفت تا اینکه دیگر سرویسی در کار نبود. ما اصرار کردیم که نباید بروی ولی چون علاقه داشت، ادامه داد و بعضی مواقع با دوچرخه به تمرین می رفت؛ بعضی وقت ها با پای پیاده و بعضی وقت ها هم برایش ماشین می گرفتیم. بعد از مدتی ما به مربی زنگ زدیم که شما گفتید سرویس دارد و گفتند درست می کنیم. بعدا جای مدرسه فوتبال عوض شد ولی باز هم مسیر زیاد بود. من و همسرم گفتیم نباید بروی ولی گفت بابای دوستم سراغم می آید و باز هم اصرار کرد.

پسرم گفت می خواهند ما را مالزی ببرند

تا چند روز پیش که پسرم گفت می خواهند بچه ها را مالزی ببرند. گفتم ما پول نداریم گفت پول نمی خواهند. با مربی او آقای محمدی صحبت کردم. آقای محمدی گفت که یک تور تفریحی و ورزشی است و فقط کافی است هزینه گرفتن پاسپورت را بدهید. پاسپورت را که گفتیم گفتند باید عوارض خروج از کشور را هم بدهید. من که نداشتم و برای همین پسرم از خاله اش پول قرض گرفت. بعد هم گفتند تا تهران باید هزینه را خودمان بدهیم. من نداشتم و پدر پسرم گفت که با ماشین پدر یکی از دوستانم می روم. دوباره گفتند 30 دلار می خواهیم. دوباره زنگ زدم به آقای محمدی که نمی خواهیم پسرمان سفر بیاید ولی گفتند اگر انصراف بدهد باید خسارت بدهید. بعد هم به من توضیح داد. 30 دلار را با دلار 10 هزار تومان گرفتم و دادم. گفت این 30 دلار برای هزینه آژانس و خط واحد و کرایه تاکسی و اینجور کارها است.

یکباره گفتند مالزی کنسل شد

روز بعد گفتند که مالزی کنسل شد و می بریم گرجستان. دلیلش را که پرسیدیم، گفتند دلار نوسان دارد و چون نتوانستیم بچه ها را مالزی ببریم، می خواهیم به گرجستان برویم. ما هم چون همه کارها را انجام داده بودیم، چیزی نگفتیم. بعد هم دوباره 140 تومان گرفتند و پدر یکی از بچه ها، بچه هایمان را به تهران برد.از آقای محمدی پرسیدم چند نفر همراه پسرم هستند. گفت 12 نفر به دوگروه تقسیم می شوند و هر گروه 6 نفر می شود. بعد هم فهمیدم که آقای زینلی همراه آنها به عنوان مترجم می رود و ربطی به باشگاه نداشته است. یعنی در واقع هیچ کس همراهشان نبوده است.پسرم ساعت 5:30 دقیقه پنج شنبه از خانه بیرون رفت و به تهران سفر کرد. به پسرم گفتم ساعتی یک بار عکس و فیلم باید برایم بفرستی. او هم این کار را کرد و همه جا عکس می گرفتند و در گروه خانواده ها ارسال می کردند. وقتی به گرجستان هم رسیدند عکس و فیلم فرستادند که سالم هستند. روز بعد جمعه هم عکس و فیلم می گرفتند و می فرستادند آن روز هم خوب بود و به خوبی گذشت.

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

آخرین صحبتم با پسرم روز شنبه بود

شنبه صبح سرکار بودم که دیدم عکسی توی گروه آمد و دیدم بچه ها 11 نفر هستند و امیرمحمد نبود. پیام دادم به آقای زینلی که چرا امیرمحمد نیست؛ بعد رفتم توی صفحه شخصی او گفتم ما چشم انتظار هستیم. گفت سنگ زده به سگ همسایه و دوربین ها او را گرفته اند و امروز او را نیاوردیم. نیم ساعت دیگر هم با پسرم صحبت کردم گفت همه اذیت می کنند و فقط به من می گویند. این اتفاق ها همه بین ساعت 10 تا 11 رخ داد.ساعت 11:40 فیلم فرستادند توی گروه که می خواهیم برویم شنا کنیم. بعد دیگر خبری نشد هر چی زنگ زدیم جوابی نشنیدم. تا شب ساعت 11 که گوشی من زنگ خورد. آقایی به اسم آقای غفاریان گفت باید شما را ببینم . در خیابان وعده کردیم که همدیگر را ببینیم. آقای غفاری روحانی بود و وقتی من را دید دستم را گرفت و برد کنار ماشین. گفت مثل شما بچه های ما هم گرجستان هستند. اتفاقی افتاده که 7،8 نفر مصدوم شدند. گفت به مادرش نگویید تا قضیه روشن شود.

سفیر ایران در گرجستان خبر مرگ را داد

گفتیم خیلی خب. بعد یکی از دوستانم زنگ زد و صحبت کردیم. دوستم گفت فردا خبر می دهم. گفت من می خواهم بروم پیش حاج آقایی که دیشب دیدیم. گفت 5 دقیقه ولی 2 ساعت طول کشید تا آمد. یکی دیگر از دوستانم گفت که برو وزارت ورزش. خانواده های دیگر هم رفته بودند ولی آنها گفتند به ما هیچ ربطی ندارد. گفتیم اصلا باشگاهی به این اسم وجود دارد که آنها گفتند بله ولی مجوز سفر ندارد و گفتند بروید وزارت خارجه. وقتی به وزارت خارجه رفتیم و گفتیم پدر و مادر یکی از بچه هایی هستیم که گرجستان رفته اند گفتند داخل اتاق بروید و بنشینید. بعد هم گفتند از سفیر ایران در گرجستان پیامی آمده و متاسفانه وقتی برای شنا بچه های شما را برده اند، دو نفر از آنها غرق شده اند و بعد هم دیگر چیزی نفهمیدیم.

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

ماجرای غرق شدن بچه ها

می گویند بچه ها گفتند که می خواهیم شنا کنیم. ماشین می گیرند بین راه یک گودال آب می بینند. بعد هم آقای زینلی بچه ها را کنار آب می گذارد و خودش می رود که کارهای مربوط به غذا را انجام دهد.بعد از آن بچه ها شروع به بازی می کنند که توپ داخل آب می افتد. یکی از بچه ها می رود ولی می گوید آب کثیف است بعد پسر من و ورمزیار می روند توپ را بیاروند که زیر پایشان خالی می شود و شروع می کنند به دست و پا زدن . بچه ها هم فکر می کردند شوخی می کنند ( متین یکی از بچه ها طبق گفته هایی که به پدر امیرمحمد کاربخش داشته به آب می رود ولی نمی تواند کاری کند و بچه های دیگر آقای زینالی را خبر می کنند) بعد که آقای زینالی می آید نفر سوم را می گیرد و همسرش شروع می کند به تنفس دادن به آنها. خودش می رود توی آب ولی نمی تواند بچه ها را پیدا کند. بعد هم اورژانس می آید و اول بچه من و بعد هم ورمزیار را از آب بیرون می آورند.

سه نفر دستگیر شده اند

ولی اصلا هیچ توپ در این مدت در کار نبوده است. گفته بودند که کفش فوتبال برای بچه ها بخرید ولی اصلا هیچ توپی در کار نبوده است چه برسد به فوتبال.بیشتر از این موضوع شاکی هستم که گفتند پسرم مشروب خورده. بچه 12 ساله مگر این چیزها را می داند و یا در خانواده ای بوده که این چیزها را یاد گرفته باشد. اگر مشروبی هم در کار بوده آقای محمدی به او داده. البته بعد گفتند که جو رسانه ای گرفته که این حرف ها را زده و بی خود کرده که این حرف ها زده. در حال حاضر هم می گویند که آقای محمدی، زینلی و یکی دیگر از اعضای این تور تفریحی در گرجستان دستگیر شده اند.

روزنامه آفتاب یزد با مادر یکی از غرق‌شدگان حادثه تفلیس گفت‌وگو کرده است. آنها توسط یک آکادمی فوتبال به بهانه یک تور ورزشی به گرجستان می‌روند اما آنجا درگیر یک واقعه تلخ می‌شوند. محمدحسین یکی از فوت‌شدگان حادثه فوق است که داستانش غم‌انگیز است.

این روزنامه نوشت: «محمدحسین برای تمرین به کنار دریاچه می‌رود. توپ به طرف دریاچه پرتاب می‌شود. سه تا از بچه‌ها برای آوردن توپ به سمت دریاچه می‌روند. اولین نفر پسر من بوده که در باتلاق گیر کرده و غرق می‌شود. سپس دومین نفر نیز غرق می‌شود. یکی دیگر از بچه‌ها در کماست.» اینها شرح دردناک ماجرای غرق شدن یکی از بچه‌هایی است که به گرجستان سفر کرده بودند. این ماجرا از زبان مادر یکی از این نوجوانان بازگو شد.

مدرسه فوتبال آرمان کویر در قالب توری گردشگری و به بهانه برگزاری اردوی ورزشی در کشور گرجستان بچه‌ها را از کشور خارج می‌کند اما در اتفاقی ناگوار دو نفر از این بچه‌ها در تفلیس غرق می‌شوند. اتفاق تلخی که والدین بچه‌ها مسببش را مدیران آکادمی فوتبال آرمان کویر یزد می‌دانند. حالا پس از بروز این فاجعه و داغی که بر دل این خانواده‌ها نشسته است، شریعتی مدیر کل ورزش و جوانان استان یزد نیز با اظهار بی‌اطلاعی و عدم صدور مجوز به این تیم گفته است: «هیچ‌گونه مجوزی از طرف وزارت ورزش و جوانان برای این تور داده نشده بود و این تور یک تور گردشگری و تفریحی بوده است.»

آفتاب یزد با مادر محمدحسین ورمرزیار یکی از دو نوجوان غرق شده در تفلیس به گفت‌وگو پرداخته است. او می‌گوید: «پسرم همراه با پدرش به مشهد رفته بود. از آنجا با من تماس گرفت و گفت می‌خواهم به مالزی بروم. گفتم چطور می‌خواهی به مالزی بروی؟ گفت از طرف آکادمی فوتبال آرمان کویر پیام آمده که بچه‌ها را می‌خواهند برای اردوی تیم فوتبال به مالزی ببرند.»

او که گویی به یاد آن روزها و شوق و ذوق پسرش برای رفتن به اردوی خارجی افتاده بود با بغض ادامه داد: «سپس پسرم از مشهد به یزد آمد. با پدرش رفتیم و در مورد این سفر با مسئولان آنجا صحبت کردیم. گفتند که می‌خواهیم بچه‌ها را به مالزی ببریم، بروید و پاسپورت آنها را درست کنید و تا سه – چهار روز بعد مدارک را تحویل دهید. ما هم پاسپورت بچه‌ها را گرفتیم. اول گفتند فقط پاسپورت و عوارض خروج از کشور لازم است و بقیه سفر برای بچه‌ها رایگان خواهد بود. در حالی که بعدا مشخص شد فردی که مسئولیت تیم را بر عهده داشتند قصدشان احتمالا چیز دیگری بوده است. اما ما ساده بودیم و متوجه نشدیم…

مسئول تیم گفت برای سفر بچه‌ها هیچ چیز نمی‌خواهیم فقط پاسپورت و عوارض خروج از کشور را از شما می‌گیریم. بعد که بچه‌ها به تیم رفتند و درباره تاریخ پرواز و مراحل سفرشان سوال پرسیدند، به آنها گفته شد که تاریخ پرواز ۱۵ مرداد است. باز دو روز بعد که پسر من به تمرین تیم فوتبال رفته و به خانه بازگشت به ما گفت که برنامه عوض شده و می‌خواهند ما را به گرجستان ببرند و مسئولان تیم و آقای محمدی که پسرم می‌گفت مربی تیم آکادمی فوتبال آرمان کویر یزد است برای پدران و مادران کلاس گذاشته‌اند تا با آنها صحبت کنند. این کلاس در مدرسه ایرانشهر برگزار شد.»

مادر محمدحسین افزود: «این فرد کلاس را برقرار کرد و هر روز هم با بچه‌ها درباره این سفر صحبت می‌کرد. اول به آنها گفت پاسپورت بیاورید، بعد شناسنامه‌ها را تحویل گرفت و سپس از بچه‌ها تقاضای ویزا کرد و این که ۵۰۰ یورو گرفته و حواله آن را به من تحویل دهید. بعد که ۵۰۰ یورو حواله را گرفتیم گفت که هزینه بیرون‌ رفتن و هر جایی که بخواهند در تفلیس بروند با خود بچه‌هاست. پس ۳۰۰-۴۰۰ یورو باید همراه شما باشد. آقای محمدی حتی بچه‌ها را از یزد تا تهران با یک سرپرست و کسی که امنیت بچه‌ها را تامین کند، نبرد. او گفت هر کسی باید فرزند خود را به فرودگاه بین‌المللی تهران ببرد. بنابراین همه ما تصمیم گرفتیم آنها را با یک اتوبوس به همراه پدر یکی از بچه‌ها تا فرودگاه تهران ببریم. گفتند پنج نفر همراه بچه‌ها از فرودگاه تهران به گرجستان رفته‌اند. من که نمی‌دانم و بچه‌ام هم دیگر نیامد که چیزی به من بگوید… . یک نفر به نام آقای زینعلی به همراه همسرش به تفلیس رفته بود.»

چند لحظه صدایی از پشت خط تلفن نیامد. مادر محمدحسین نفس عمیقی کشیده و سعی کرد به شرح ماجرای آن روز تلخ بپردازد به این امید که با آگاهی‌رسانی به سایر پدر و مادرها دیگر هیچ خانواده‌ای فرزند خود را این گونه از دست ندهد.

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

مرگ دو نوجوان یزدی در گرجستان

او گفت: «روزی که برای فرزند من چنین اتفاقی افتاد بسیار سخت بود. زمانی که از ساعت یازده‌ ظهر که آخرین پیغام را از محمدحسین دریافت کردم دیگر هیچ خبری از بچه‌ها نبود. هر چه با واتساپ او تماس گرفتم جواب نداد و اینترنت آنها هم کاملا قطع شده بود. آن روز آقای محمدی تلفن خود را خاموش کرده بود. او فقط یک زنگ به همسر من زده و گفته بود که دو نفر از بچه‌ها حالشان بسیار بد است و دو نفر از مربی‌ها نیز بازداشت شده‌اند. همسرم نام هتل محل اقامت بچه‌ها را از او پرسیده بود اما محمدی اظهار بی‌اطلاعی کرده و پس از آن تلفن همراه خود را قطع و سپس خاموش کرده بود. همچنین دیگر مسئولانی چون آقای زینعلی و بهمنی نیز تلفن همراه خود را خاموش کرده بودند. زمانی که دیگر هیچ خبر و تماسی از بچه‌ها نبود و با وجود نگرانی بسیار زیاد هیچ راهی هم برای برقراری تماس با آنها را نداشتم. از روی عکسی که پسرم برای من فرستاده بود نام هتل را پیدا کردم و با پسر عمویم که در آن کشور زندگی می‌کند تماس گرفته و نام هتل را به او دادم. پسر عمویم به آن هتل رفت و از خانمی به نام الهام سراغ محمدحسین را گرفته بود. خانم الهام نیز گفته بود که محمدحسین با شوهرش به بیرون هتل رفته است. پسر عمویم نیز با تعجب گفته بود که ساعت دوازده شب یک پسر دوازده ساله چطور با همسر شما بیرون رفته است! سپس شماره تلفن همراه خود را به آن خانم داده و گفته بود پس از بازگشت محمدحسین به هتل با من تماس بگیرید. پس از آن پسر عمویم نیز با من تماس گرفت و گفت آن خانم بسیار خونسرد بود پس اتفاقی نیفتاده است… در حالی که این خانم باید به اقوام من ماجرا را توضیح می‌داد.

فردای آن اتفاق پسر عموی من مجددا به آن هتل می‌رود و متوجه می‌شود که پسر من غرق شده و پلیس امنیت گرجستان دو نفر از مربیان را هم بازداشت کرده است. زمانی که پسر عموی من به خانم الهام می‌گوید چرا دیشب ماجرا را به من نگفتید آن خانم می‌گوید که بچه‌ها خودشان شیطنت کرده‌اند، ما مقصر نیستیم…»

گلایه، بغض و استیصال این مادر تمام نمی‌شد. همان طور که به شرح ماجرا می‌پرداخت سخنان قابل توجهی درباره واکنش‌ها و اقدامات عجیب و غریب مسئولان تیم می‌گفت. او تاکید کرد: «در حال حاضر برای تحویل جنازه‌ها با ما تماس گرفته و تقاضای ۲۵ میلیون تومان کرده‌اند. قرار بود که از طرف بیمه سامان هزینه تحویل جنازه بچه‌ها پرداخت شود اما تا کارهای اداری آن انجام شود چند روز طول می‌کشد. با ما تماس گرفته‌اند که ۲۵ میلیون تومان را واریز کنید تا امشب جنازه‌ها را برای شما بفرستیم اما مسئول عضو تیم فوتبال قبول نمی‌کند و می‌گوید والدین بچه‌ها باید این هزینه‌ها را پرداخت کنند نه بیمه سامان. بچه‌های ما از بین رفته‌اند حداقل هزینه‌ها را پرداخت کند.

اگر هزینه پسر من تنها بود که پرداخت می‌کردیم اما آنها چند نفر هستند. باید تابوت بخرند و جنازه‌ها را بفرستند. اما قبول نمی‌کنند و همه جا گفته است که این بچه‌های دوازده ساله نوشیدنی الکلی خورده‌اند. من می‌توانم از پزشکی قانونی تفلیس نامه بگیرم که بچه‌های ما در باتلاق غرق شده‌اند. خواهش می‌کنم به گوش همه برسانید تا هیچ خانواده‌ای مانند ما داغدار نشود. بچه‌ها به اسم فوتبال به گرجستان برده شدند اما حالا که ما پیگیری کردیم مشخص شده که به عنوان تور مسافرتی بوده است. می‌خواستند از همان ۳۰۰ یورو ارز کشوری که به بچه‌ها تعلق می‌گرفت از این طریق سودجویی کنند. روزی که قبل از سفر بچه‌ها ما به جلسه رفتیم و آقای محمدی دیگر از رایگان بودن سفر بچه‌ها نمی‌گفت و همه هزینه‌ها را بر عهده خانواده‌ها گذاشت، ما گفتیم که راضی به سفر بچه‌ها نیستیم اما او ما را تهدید کرده و گفت اگر بچه‌ها نیایند باید نفری ۵ میلیون تومان خسارت بدهید و بچه‌هایی که دو سال در این تیم بازی کرده‌اند را از تیم اخراج می‌کنم. بچه‌ها شوق و ذوق داشتند. محمدی روی ذهن و فکر بچه‌ها کار کرده بود.. فرزندان ما برای رفتن به این سفر آرام و قرار نداشتند. آنها به جای این که ما را آرام کرده، تسلیت بگویند یا حداقل پول بدهند تا جنازه فرزند من پس از سه روز به ایران بیاید تلفن‌های همراهشان را خاموش کرده‌اند و فقط ما را به این که بچه‌ها نوشیدنی غیر مجاز خورده‌اند تهدید می‌کنند.»

دوباره این افراد یک گروه دوازده نفره را دو شب قبل به تفلیس برده‌اند. همراهان فرزند من به منزل آمده و برای ما اتفاقاتی که برای محمدحسین رخ داد را شرح دادند.. خیلی سخت است خیلی… .»

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار